آخرين مطالب
پيوندهاي روزانه
جوک
چن روزی بود که پسرک با آن ماشین مدل پایین خود مقابل درب خانه دخترک می ایستاد ولی پا پیش نمی گذاشت
دخترک هم کم کم به او علاقه مند شد
برای او عشق ، علاقه و محبت مهم تر از مادیات بود
برای او سوال بود که چرا همیشه تا درب خانه دخترک می آید ولی حرفش را به پدرم نمی زند
روزی مصمم شد و رفت تا حرف دل پسرک را گوش کند
درب را باز کـــرد و به او گفت : چرا شش ماه است که می آیی دم درب خانه ما ولی حرفی نمی زنی ؟ ؟ ؟
هدف تو از این کار چیست ؟ ؟ ؟
پسرک گفت : وای فای خونتون پســورد نداره . .
آنلاين : 2
بازديد امروز : 94
بازديد ديروز : 402
بازديد هفته گذشته : 1270
بازديد ماه گذشته : 7426
بازديد سال گذشته : 7426
کل بازديد : 137692
تعداد کل مطالب : 3289
تعداد کل نظرات : 0
ساخت وبلاگ رایگان تور روسیه بلیط هواپیما بلیط هواپیما تدریس خصوصی زبان انگلیسی هوشمند سازی ساختمان خانه هوشمند
بستن تبلیغات [X]